ثروتمند و فقیر

یه روز یه مرد ثروتمند برای اینکه پسرش قدر زندگیشونو بدونه اونو میبره به یه روستا و میذاره تو خونه یه روستایی.
چند روز بعد وقتی میره پسرش رو بیاره ازش میپرسه نظرت درباره زندگی روستایی چیه؟
پسره جواب میده :
من تازه فهمیدم که چقدر فقیر هستیم و این روستایی چقدر ثروتمنده !
پدر با تعجب میپرسه چطوری؟
و پسر تو پاسخ میگه :
واسه اینکه ما تو خونمون یه سگ داریم و اینها تو خونشون چند تا سگ داشتن
ما تو خونمون فقط یه پرنده تو قفس داریم و اینها تمام حیاطشون پر بود از پرنده
ما تو حیاطمون یه آبنمای کوچیک داریم و اینها از حیاطشون جوی آب زلال رد میشه
اینها همه نشون دهنده شدت فقر ما و ثروتمندی این روستایی هاست!!!

/ 0 نظر / 23 بازدید